بسم رب الشهدا و الصدیقین
از کار ابایی نداشت . در زمان تحصیل مدتی پستچی بود .
نامه رسانی خوابگاه را قبول کرده بود . از همان اول خرجش
را از گردن پدر برداشت .
حتی اگر توی فضای شوخ خوابگاه بهش می گفتند ((پت پستچی))
فقط می خندید ! استقلال مالی
برایش اینقدر مهم بود .

