| مـروت و مردانـگی شـهدا بـود کـه آنـها را خـاص میـکـرد |

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اسرای دفاع مقدس» ثبت شده است

دم مسیحایی حاج آقا

بسم رب الشهدا و الصدیقین

کاظم بارها گفته بود « من بعثی و فدایی صدام هستم » .


یک روز آقای ابوترابی را به شدت شکنجه کرد ؛ طوری که تمام بدنش سیاه شده بود . با این وجود ،


حاج آقا به کاظم احترام می گذاشت . رفتار حاجی او را به تدریج رام کرد تا جایی که یک شب پشت 


پنجرۀ اتاق آمد و عذر خواهی کرد .


حاج آقا خودش گفت « آمد و با شرمندگی از من عذر خواهی کرد و گفت ، من تو را اذیت می کنم


ولی تو به من احترام می گذاری ، از این به بعد با تو کاری ندارم . گفتم فکر می کنی اگر به تو


احترام می گذارم به خاطر این است که تو امیری و من اسیر ؟ نه ، اگر آزاد بشوم و بالاترین پست


را در ایران بگیرم و تو را دوباره ببینم بیشتر از این احترامت خواهم کرد » .


کاظم بعثی فدایی صدام ، چنان تحت تأثیر حاجی قرار گرفت که بعد از آن دست از خشونت برداشت


و با کسی کار نداشت . مدتی بعد هم نماز خوان شد و در غیر ماه رمضان هم روزه می گرفت .


بعثی ها وقتی دیدند رفتارش عوض شده او را از اردوگاه بردند .


خاطرات سید آزادگان حاج علی اکبر ابوترابی

۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰

گره گشایی با توسل به حضرت زهرا

بسم رب الشهدا و الصدیقین

چند سال از دوران اسارتم را با آقای ابوترابی گذاراندم . اردوگاه موصلِ1  که بودیم یک روز رفتم پیش حاج 


آقا و پرسیدم « همه برای حل مشکلاتشان به شما مراجعه می کنند ، این را چه طور تحمل می کنی و 


خم به ابرو نمی آورید؟»


چیزی نگفت . دوباره پرسیدم . از دادن جواب امتناع کرد . بار سوم وقتی اصرارم را دید ، 


گفت « حسین آقا جون ، دو رکعت نماز و توسل به حضرت زهرا (س) ، کوه مشکلات را مثل موم نرم می 


کند. ازآن زمان هر وقت به مشکلی بر می خورم همین کار را می کنم »


خاطرات سید آزادگان حاج علی اکبر ابوترابی


۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰

ارزش آبروی مردم

بسم رب الشهدا و الصدیقین

حفظ آبروی دیگران برای آقای ابوترابی اهمییت زیادی داشت .


گاهی بعضی از اسرا مسائل شخصی دیگران افشا می کردند و مشکلاتی به وجود می آمد .


روزی حاج آقا در میان جمع ، اهمییت این موضوع را با سوالی مطرح کرد و پرسید:


« اگر قرار باشد شما پا روی قرآن بگذارید یا آبروی کسی را ببرید کدام یک را انتخاب می کنید؟ » .


 اکثراً جواب دادند « پا گذاشتن روی قرآن معصیت است ، ما دومی را انتخاب می کنیم » .


گفت « اشتباه می کنید ؛ چرا که قرآن برای برای آبرو دادن به انسان آمده است .


شما وقتی آبروی کسی را بردید معنایش این است که با قرآن مخالفت کرده اید » .


خاطرات سید آزادگان حاج علی اکبر ابوترابی


۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

درس خواندن برای خدمت به اسلام

بسم رب الشهدا و الصدیقین

در دوران اسارت قرار شد به اتفاق آقای موسوی یک کلاس خصوصی با حاج آقا داشته باشیم .


اولین جلسه که خدمتش رسیدیم پرسید « کجا بنشینیم؟ »


گفتم « جایی که هیچکس مزاحم ما نشود ».


نگاه توبیخ آمیزی به من کرد و یک راست رفت و در مقابل اتاق شانزده نشست.


تا درس را شروع کرد بعضی از آزادگان می آمدند و به ایشان سلام می کردند .


او هم تمام قد بلند می شد و با آن ها احوال پرسی گرم می کرد . 


حدود بیست دقیقه از وقت 45 دقیقه ای کلاس با احوال پرسی ها گذشت . 


آخر کلاس به ما گفت :


« درس خواندن برای خدمت است » .


خاطرات سید آزادگان حاج علی اکبر ابوترابی




۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰